نامه

دیروز بعد از سالها نامه نوشتم.

این شعر رو وقتی هفده ساله بودم و خیلی نامه باز بودم نوشتم:

نوشته ام برای تو و انتظار میکشم

به روی بوم خالیم فقط بهار میکشم

خدا مرا نگاه کرد و واژه ای خلاص شد

در این بهار پر امید صد چنار میکشم

همیشه انتظار ها چو نغمه است بعد از این

به روی ان چنارها هزار سار میکشم

غرور کودکانه ام هنوز شست میمکد

چرا ازو که بچه است همیشه کار میکشم

نمان اگر نخواستی من اشتباه میکنم

که دور طرح عشق تو فقط حصار میکشم

 

خیلی تاثیر گرفتم از تو که نه شاعری نه ادعای نوشتن داری نه نامه بازی. ولی میتونی با یه sms ذهن ادبی من  روقلقلک بدی.

/ 5 نظر / 10 بازدید
سمفونی تنهایی

[گل]خب چیشد آخرش؟ صاحب متن تو 17 سال موند یا تو شعرش؟ ادامه داد؟ اگه میداد ملک الشعرای زمان میشد اگه ادامه نداده هنوز دیر نیست ...

نهان خانه

من اشتباه می کنم که دور طرح عشق تو فقط حصار می کشم...

جابر

خیییییییییییلییییییییییییییی مهربووووووووووووووووونییییییییییییییییی

نرگس

این تو اون دفتری نوشت شده بود که روی جلدش عکس بهشت بود.