نرگس

..........

وقتی خسته بودم با چای از راه رسیدی

وقتی عاشق شدم با نگاهی پر از لبخند

وقتی مادر شدم ، مادر شدی

هر جا تکیه دادم گرمای تو پشتم بود

هرجا بریدم قدمهایت را کند کردی

همیشه  دستی شبیه دست تو درست در لبه بغلم کرد

هرگز چال های خندیدنت تکرای نشد

وقتی رنج میکشی

غمگین ترین زن دنیا در من ضجه میزند

هنوز ترجمه ی عشقم برای تو نگرانی است

همچنان در کنج خوابهایم به اطمینان حضور تو دلخوشم

همچنان ارام ............

 

 

/ 9 نظر / 30 بازدید
نرگس

مرسی وقعا خیلی ممنون ازت

مارال

[لبخند]

سمفونی تنهایی

[گل]

لی لا

همه ی ما بت هایمان را می پرستیم... مشکل دقیقا همین جاست ما بت پرستیم نه خدا پرست.

مجید

شیرین بود

گلادیاتور

اگر من از اين بالا بپرم پايين چه لذتي مي‌توانه جايگزين احساس آرامش و سكون پايان رو جايگزين كنه؟

هادی

مثل همیشه عالـــــــــــــــــــــی اینجا بیشتر ----> وقتی رنج میکشی غمگین ترین زن دنیا در من ضجه میزند [گل] [دست]

3pide

Awoooliii booood

طراحی سایت

سلام. اگه خواستید وبلاگتون رو به وب سایت تبدیل کنید، با ما تماس بگیرین. http://www.golha.net