شاید.....

شاید نباید چیز خاص و ویژه ای باشد..... 

شاید همین زمزمه های زیردوش حمام هم بتواند سرنخی باشند به انتهای قرقره ای که جایی در من گم شده است. 

شاید همین پیغام که جرقه ای بود در این نیمه شب... کافی باشد برای اینکه باورم بشود که در دورترین خم و پیچ پیچیده ی ذهنم منتظر بودم تا نگاهی ناز کلماتم را بکشد..... 

نگاهی که نمیشناسدم.....

تقدیم به جرقه ی ناشناس 

پ ن؛ اگر مشکل فونت داشتم بگذارید به حساب نیمه شب و کمبود امکانات 

 

 

 

/ 1 نظر / 32 بازدید
اموزش خیاطی

ســــــلـــــامــــــ وبـــــلــاگـــــ زیـــــبـــایـــــی داریـــــــــــ بـــــــهـ مـــــنــــمــ ســـــر بــــزنــــ