در واقع

هیچ کس نیست که

تو

رابفهمد.

 

 

و یا پشت خواستن تو دلیلی غیر از خودش پیدا کنی.

سالها و سالها و سالها 

چه احمقانه پشت کتابهای قطور و چند جلدی

پشت فیلمها و قصه ها

پشت رفاقت ها

پشت خاطره ها

قایم شدم  تا حواسم را پرت کنم از این تنهایی .

 

ولی باز ارام و با نفرت پیدایم میکنی و زیر گوشم زمزمه میکنی, سک سک.

 

/ 9 نظر / 15 بازدید
نهان خانه

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد/آن چه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد/ گوهری کز صدف کون و مکان بیرونست/ طلب از گمشدژان لب دریا می کرد

نهان خانه

اگر مشتاق باشی چیزهای زیادی هست برای دانستن...

سمفونی تنهایی

تنهایی مث یه شرابه خاصه! بلد باشی چه جوری و با چی بنووشی , خوب میگیره ! حال میده ! ولی چه بلد باشی چه نباشی چه لابه لای کتابهای قطور و چند جلدی چه میون رفقا چه هر جا و با هر چی قاطیش کنی... حالت رو به هم میزنه.. تنهایی رو فقط به خاطر تنهایی دوست دارم ...

نرگس

از تنهایی مگریز به تنهایی مگریز گهگاه آن را بجوی و تحمل کن...×و به آرامش خاطر مجالی ده.(شاملو) البته اینجا بر عکس شده باید به تنهایی بگیم که گهگاه ما رو تحمل کنه.

نرگس

البته ترجمه ی شاملو از مارگوت بیکل بود.

امیر

هممون اینجوری هستیم...