خوارس

نرگس
نویسنده : کوثر - ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢۳
 

..........

وقتی خسته بودم با چای از راه رسیدی

وقتی عاشق شدم با نگاهی پر از لبخند

وقتی مادر شدم ، مادر شدی

هر جا تکیه دادم گرمای تو پشتم بود

هرجا بریدم قدمهایت را کند کردی

همیشه  دستی شبیه دست تو درست در لبه بغلم کرد

هرگز چال های خندیدنت تکرای نشد

وقتی رنج میکشی

غمگین ترین زن دنیا در من ضجه میزند

هنوز ترجمه ی عشقم برای تو نگرانی است

همچنان در کنج خوابهایم به اطمینان حضور تو دلخوشم

همچنان ارام ............