خوارس

سپیده
نویسنده : کوثر - ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱۸
 

همین شنبه ای که بیاید تو عروس میشوی

و من  یادم هست که تو دریچه ی من به دنیا شده بودی ، وقتی تمام شب و روزم در ابعادی کمتر از کیلومتر میگذشت ، وقتی نوجوانی در چشمانت دیدم که بسیار شبیه راه هایی  بود که من هرگز نرفته بودم .

 

همین شنبه که بیاید پچ پچ هایمان کمرنگ میشود .......

 

 

امشب چند ثانیه به پنجره ای زل زدم که غربت این کوچه را  با همان لحن منحصر به فرد بی ادبانه اش مسخره می کرد ..........