خوارس

 
نویسنده : کوثر - ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢
 

این روزها دایم به پیرمرد درویشی فکر میکنم که به دکان عطاری مرد نیشابوری رفت و ................. بعد از اون روز مرد عطار دکان رو بست و به راه عشق و عرفان رفت.

 

تمام خاطره ها ی اون خونه تمام روز با منه .خاطره هایی که حسرت شد . اقا جونم بعد از یکماه دوری و اشک و دلتنگی ............رفت.چیزی که ازارم میده اینه که چرا نفهمیدم این پیرمرد اروم کجای عرفان ایستاده بود که دلتنگی هاش خدا رو قانع کرد.دلم برای هر دوشون تنگ شده.تمام خاطره های اون خونه تمام شد.