خوارس

شک
نویسنده : کوثر - ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٦
 

چقدر این کلمه رو زیاد شنیدم این روزها

از مارال که به دوستیمون شک کرده

از فرزاد که به کارش شک کرده

از سیستمی که به من شک کرده

از فاطمه.

از خودم که به طاقتم شک کردم و به تعاریفی که داشتم و ظاهرا غلط های زیادی داشتم که باعث دامن زدن به اینهمه تردید شدم.نه ناامید نیستم .گرچه تو سالی که گذشت دو بار کارم رو از دست دادم ولی امیدوارم.شاید هم یه جور بیماریه این که به محیط کاریم وابسته میشم و دل کندن ازش برام سخت میشه.دل کندن از بچه های هنرستان با اون شیطنت های حساب شده شون. از روابط سطحی و خشکی که با دوست پسرهاشون داشتن و با چه حرارتی ازش حرف میزدن.از دنیای مواج و متغییر شون. از چهارشنبه های عزیز.

من ناامیدم؟