خوارس

 
نویسنده : کوثر - ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢۳
 

چه شروع خوبی .

برای رها شدن از این تردید که ایا هنوز در کنار منی من از بیراهه میرفتم.

من تو شده بود وتو من .تو را در خودم میدیدم و از تو که در من لانه داشت و از من تغذیه میشد عشق میخواستم.تو در کنار من نبودی.چون من احمقانه رابطه را عمیق تر کرده بودم.

اینکه تو رنج میکشیدی ومن هم

تو میرفتی و من هم

تو می امدی من هم

تو میخندیدی و من هم

این عشق نبود.نوعی امیزش بی انگیزه و سرشار از انتظارات واهی بود که فقط از قلبهای اموزش ندیده ای مثل مال ما سر میزد. امروز بند ها را از پر وبال این مرغک بیچاره باز کردم و به کجاها که پرواز نکرد.اینجا که منم میشود گفت جای تو خالی.

چه شروع خوبی.