خوارس

فراموشی
نویسنده : کوثر - ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢٤
 

قسمت هایی از اخرین شعرم:

 

خیره ماندم به صفحه ی گوشی

در تنم ترس یک فراموشی

غوطه خوردم به خاطراتی که

لرزه افتاد بر ثباتی که

پرسپکتیو یک خیابان بود

حکم یک لحظه در اوتوبان بود

شرم نمناک بوسه ای غمگین

که گذشت از لبم شبی سنگین

تپش گرم و سرخ تو در من

ناگهان ،ابتدای هیچ شدن

سرعت دست و سیر و یک رنده

با سری از نبوغ اکنده

پیشبندی جدید میبندم

به کثیفی به ظرف میخندم

.

.

.

.

خیره ماندم به صفحه ی گوشی

ترس تاریک یک فرا موشی

کوثر-24-شهریور-1391