خوارس

 
نویسنده : کوثر - ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦
 

اینکه من توی این ازمون قبول شدم  با تمام سختی هایه اون دو ماه قطعا کار من نبود. من از قبول شدن خوشحال نشدم از اینکه حس کردم کاینات جهتی داره که الزاما منطقی هم نیست, شگفت زده شدم.باید خودتو کاملا در مرکز توجهش حس کنی تا ببینی چیزهایی رو که من این روزها شاهدشم.

تکرار ی های دیروز این خونه امروز  همه بستری از ارامش اند. حس میکنم همه چیز جهت داره .دایم با خودم حرف میزنم چون ایمان دارم که صدای ارزوهای من به گوش کسی اشنا میشه.دیگه احساس حقارت نمیکنم از اینکه هروز بارها به ایلیا بگم ,دستاتو بشور ,لبتو نخور,کفشاتو عوضی پوشیدی,شلوارتو بپوش و..........................

هر جنبشی دلیلی داره . اگه حس میکنی جایی که ایستادی جای تو نیست, فقط یه راه داری:

سرتو بگیر بالا ,زل بزن به اسمونش ,با یه لبخند مطمئنش کن که به اندازه ی کافی صبوری.