خوارس

ابشار نقره ای
نویسنده : کوثر - ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٧
 

 

من به انتقال احساس معتقدم 

پس مینوسم .

باز هم به من ثابت شد که فاصله های تربیتی فرهنگی جغرافیایی همه و همه یعنی کشک.

تو گسل های عمیقی رو در روحم پر کردی . برای اولین بار با تو حس کردم  که میشه    خانواده ی دیگه شهر دیگه وبرادر دیگه ای داشته باشم.

من با دلتنگی هم غریبه بودم  چون همه اونایی که دوستشون داشتم همیشه نزدیکم بودن.

من رو از ارتباط دوستانه با هر غیر همجنس ترسونده بودند.

روز هایی که ازادی به من نزدیک شده قابل شمارش اند.

میبینی؟

صمیمیت با تو چقدر می تونه برای روح من شگفت انگیز باشه؟ 

چون تو با همه ادمهایی که شناختم تفاوتهای نجومی داری.

ازادی ولی همیشه خوبی رو انتخاب میکنی.

مردی ولی جنسیت رو قبل از انسانیت یه زن قرار نمیدی.

از اینکه حست رو بگی خجالت نمیکشی.

اجتماعی و متعادل و باهوشی.اره تو داری درست میری.راه راست که میگن همینه.

حالا دیگه میتونم بدون نگرانی و ترس ادامه بدم و برای اولین بار دلتنگی رو تجربه کنم.چون دل تو دریاست ومن قرار نیست جای کسی رو تنگ کنم.